به گزارش پایگاه فیلمز، این بازیگر تئاتر و سینما که بیشتر مردم او را با مجموعههای تلویزیونی همچون «زیر هشت»، «میکائیل» و «دیوار» که فیلمنامه آنها توسط سعید نعمتالله نگاشته شده، میشناسند؛ در ماه رمضان علاوه بر ایفای نقش در دو سریال «برادر جان» و «از یادها رفته»، مجریگری دو برنامه «وقتشه» و «دلصدا» را هم بر عهده دارد.
با وجود تمامی انتقاداتی که به بازی ضعیف و کلیشهای کامران تفتی وارد شده است؛ خود او نظر متفاوتی دارد.
در مصاحبهای از او پرسیده شد: «جناب تفتی؛ خیلیها نقش شما را شبیه دیگر نقشهاتان در سریالهایی که در سالهای اخیر بازی کردهاید، ارزیابی کردهاند و به خصوص همکاریهاتان با سعید نعمتالله. خودتان از این شباهتها نمیترسیدید؟ ترس از تکرار و کلیشه و…»
تفتی پاسخ داد: «اصلا؛ چون به هیچ وجه شبیه نیست. من یک خط کاراکتری را دنبال میکنم که حنیف تبلور آن است، نقطه تکاملش. از منصور کارخانه تا رشید زیبا و الان حنیف فراست شاهد یک خط و یک مسیر هستیم و به نظرم حنیف کامل کننده کاراکترهایی است که در کارنامه کاریام دارم.»
روزنامهای در رابطه با بازیهای سریال «از یادها رفته»، که نسخه ضعیفی از سریال «شهرزاد» است؛ نوشت: «بازیهای این سریال یکدست نیست و انگار در این ارکستر هر بازیگر ساز خودش را میزند؛ گاه کوک و گاه ناکوک. قدیمیهایی مانند بیتا فرهی و حسین پاکدل و حبیب دهقاننسب، مطابق استانداردهای کاریشان ظاهر شدهاند و برخی دیگر نیز مانند علیرام نورایی، کامران تفتی و مهرداد ضیایی همچنان درگیر تکرار خودشان هستند. این ترکیب ناهمگون نوید یک سریال درخشان در حوزه بازیگری را نمیدهد.»

و، اما هنر «مجریگری» حیطهای تخصصی است. بیپروایی از حضور دوربین و خصوصیات فیزیکی شاید از ملزومات امر اجرا باشند، اما قطعا این خصایص کافی نیستند. افراد بسیاری هستند که سالها تحت آموزش اساتید بزرگ فوت و فن و ریزهکاریهای اجرا را یاد میگیرند و با تمرین و ممارست و پشتکار، در انتظار باز شدن درهای پیشرفت و ترقی هستند؛ غافل از آنکه عدهای یک روزه، ره صد ساله را پیمودهاند و امید گشوده شدن درها، در چنین شرایطی واهی است.
توزیع نابرابر امکانات و موقعیتها در هر عرصهای در کشورمان با توجه به ساختارهای خاص آن عرصه، پیش میرود؛ در اقتصاد از طریق اختصاص ارز دولتی و تسهیلات بانکی و مالی، در سیاست از راه تخصیص تریبون و در رسانه ملی از طریق محدود سازی اجرای برنامهها با حضور یک شخص خاص. در این شرایط اگر اذهان عمومی در مسیر اندیشیدن به رانت و لابی بیفتد، به بیراهه نرفتهاست.
بارها انتقاداتی به رویه جدید صدا و سیما در استفاده از بازیگران در نقش مجری وارد شده است. با این حال باز هم با اصرار بیمورد مسئولین رسانه ملی، این رویه قویا به راه خود ادامه میدهد و حد یقفی ندارد. حضور کامران تفتی در صدا و سیما با چهار برنامه را باید با موشکافی بیشتری بررسی کرد. اگر صلاحیت و شایستگی او را موفق به احراز چهار جایگاه مهم کرده است؛ باید گفت که افراد شایسته و مستعد در مملکت بیشمارند، سد راه آنها چیست؟ اگر دلایلی غیر فردی مقوم حضور قاطعانه او بوده، در این صورت لزوم آسیبشناسی جدی و تخصصی، بارز است.

حسام الدین آشنا، مشاور رئیسجمهور، روز جمعه در یک گفت و گوی توییتری با یک کاربر که گفته بود: «ای کاش به عنوان نماینده دولت در شورای نظارت به جای گرفتن مچ صدا و سیما، گرفتن دست صدا و سیما را وظیفه میدانستید»، نوشت: «قصه پرغصه شورای نظارت را باید به تفصیل تعریف کرد، اما بدانید مشکلات مالی صدا و سیما مانند بسیاری شرکتهای دولتی دیگر خود ساخته و ناشی از عدم محاسبه درست نسبت میان درآمدها با هزینه و فایده عملکردهاست.»
نماینده دولت در شورای نظارت بر صدا و سیما خاطرنشان کرد: «اگر صدا و سیما با همه دولتها مشکل دارد احتمال بدهید مساله دیگری در میان باشد.»
روز یکشنبه اما، محمد حسین رنجبران، مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما، در پاسخ به توئیت آشنا، در حساب توییتری خود نوشت: «در بودجه به سازمان صدا و سیما اجبار میکنند که باید بیش از دو هزار میلیارد تومان در سال را از محل آگهیها درآمد کسب کند بعد نامه میزنند که چرا تبلیغات این قدر زیاد است!
در این شش سال ابتدا به بهانه برجام و بعدش در فراق از دست دادن آن آنچنان تولید و تولید کننده را به فراموشی میسپارند که هرچه میگردیم از تولید کنندگان بزرگ کشور تبلیغ کنیم یا توانایی تبلیغ ندارند یا عطای تولید را به لقایش بخشیده اند.
آن وقت نامه میزنند که چرا تبلیغات قابلمه و دوش حمام و کفش و … در تلویزیون زیاد شده!
به خدا راهش این نیست دیگر صدای همفکرانتان هم درآمده است از این همه ناکارآمدی…
صدق الناس را فراموش نکنیم.»

انتقاد حسامالدین آشنا به تبلیغاتی بود که جایگاه رسانه ملی را در حد یک رسانه خصوصی کم بضاعت، تنزل داده است. تبلیغ کفش و کرم ضدچروک در شبکههای رسانه ملی دلچسب و مطلوب نیست؛ آن هم در سازمان عریض و طویل صدا و سیما که دست برقضا از بودجه قابل توجهی برخوردار است.
پاسخ مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما، و راهکار پیشنهادی به ایشان برای افزایش درآمد زایی صدا و سیما در یک کلمه خلاصه میشود، و آن هم «اعتمادسازی» است. اگر رسانه ملی ما از میلی و سلیقهای بودن فاصله بگیرد و گامهایی به سوی اعتمادسازی حداکثری بردارد؛ قطعا با افزایش مخاطبین مواجه خواهد شد. تشریح رابطه دو سویه مخاطب و رسانه امر آسانی است و بازگو کردن آن تکرار مکررات است. درآمد صدا و سیما به مخاطبینش وابسته است.
چطور میتوان با پیش بردن پروژههایی که انگشت انتقادات همگان به سوی آنها دراز است، موجد اعتمادسازی شد؟
مگر برنامهای، چون «عصر جدید» برای شناسایی افراد مستعد نیست؟ چرا نباید بستری را برای حضور آنها فراهم نمود؟ در همین سازمان میتوان با بکارگیری همین نیروهای جوان و شایسته، و با اتکا به قوه تحلیل و ابتکار آنها برنامههای مخاطبپسند ساخت.
نگاه انحصارگرایانه و تک بعدی مدیران مسئول رسانه ملی، اصرار بر به کار گرفتن نامآشناها در این رسانه و تخصیص ناعادلانه امکانات، مسیر اعتمادسازی را ناهموار میکند.
اگر فرض و گمانها بر رانت و لابی و واسطهگری است، آلترناتیو آن چیست؟ چرا مدیران صدا و سیما به حضور افراد کم بضاعت در هنر، انتقادی ندارند؟
بنیامین بهادری، محمدرضا گلزار و کامران تفتیها، صرفا مصادیقی هستند برای تفهیم غرض، اما اگر مسیر اعتمادسازی هموار شود، جذب مخاطب و در پی آن درآمد زایی، رو ریل میافتند و نیازی به دامن زدن به بدگمانیها نیست. منبع: برترینها.