با ما همراه باشید

بازیگران و سلبریتی‌ها

«جیمز کامرون»; از رانندگی با کامیون تا ورود به هالیوود

جیمزکارون: «فیلم بگیرید. مهم نیست چقدر کوتاه باشد، مهم نیست چقدر بد و بی‌کیفیت باشد، مهم نیست که دوستان یا خواهرتان در آن بازی کند. حتی اگر مجبور هستید، روی نوار ویدیویی فیلم ضبط کنید. اسم خود را به عنوان کارگردان روی آن قرار دهید. حالا شما یک کارگردان هستید. بعد از آن تنها برای بودجه کار و دستمزدتان مذاکره خواهید کرد.»

منتشر شده

در

به گزارش پایگاه فیلمز، به نقل از سینما اسکولز جیمزکارون: «فیلم بگیرید. مهم نیست چقدر کوتاه باشد، مهم نیست چقدر بد و بی‌کیفیت باشد، مهم نیست که دوستان یا خواهرتان در آن بازی کند. حتی اگر مجبور هستید، روی نوار ویدیویی فیلم ضبط کنید. اسم خود را به عنوان کارگردان روی آن قرار دهید. حالا شما یک کارگردان هستید. بعد از آن تنها برای بودجه کار و دستمزدتان مذاکره خواهید کرد.»

«جیمز کامرون» بعد از مهاجرت از کانادا به کالیفرنیا آمریکا، چندین سال به عنوان راننده کامیون کار کرد تا اینکه دریافت برای ادامه زندگی باید در عرصه سینما فعالیت کند.

شرایطی برای او پیش آمد که باعث شد هزینه ساخت یک فیلم کوتاه ۱۲ دقیقه‌ای به نام «Xenogenesis» برای او فراهم شود و ساخت این فیلم باعث شد تا او در شرکت فیلمسازی «راجر کورمن» به نام «New World Pictures» شغلی برای خود دست و پا کند. استعداد بی‌نظیر و انگیزه فوق‌العاده «جیمز» باعث شد که او به سرعت بتواند خود را در لابه‌لای تهیه فیلم‌های ارزان قیمت «کورمن» جای دهد و خیلی زود توانست به جایی برسد که واحد جلوه‌های ویژه مختص خود را سرپرستی کند.

«کورمن» تحت تأثیر استعداد «جیمز کامرون» جوان قرار گرفته بود و او را جزء لیست کارگردانان مورد نظر قرار داده بود، اما فرصت‌های بیشتری برای او ایجاد شد. در یکی از روزهای فیلمبرداری که وی مشغول کارگردانی گروه دوم عوامل یک فیلم بود، یک تهیه‌کننده ایتالیایی او را دید و در همان جا برای کارگردانی فیلم «Piranha 2» جیمز را استخدام کرد.

هر طور که حساب کنیم، فیلم «Piranha 2» فاجعه بود و البته این تقصیر «جیمز کامرون» نبود. او اجازه نداشت که روزنامه‌ها را بخواند و بعد از پایان فیلمبرداری به او گفتند که کارش افتضاح بوده و بدون هیچ تشریفاتی اخراج شد.

بعد از این اتفاق او دلسرد نشد و به شهر «رم» و جایی رفت که فیلم در آنجا تدوین میشد. او با کمک یک کارت بانکی و درست مانند فیلم‌های سینمایی در اتاق تدوین را باز کرد و شب‌ها بدون اینکه تدوین‌گر متوجه شود، مشغول تدوین فیلم شد.

او در همین شهر یک شب خواب یک ربات بی‌رحمی را می‌بیند که از آینده به زمان حال آمده است. «جیمز» به آمریکا بازمی‌گردد و فیلمنامه «The Terminator» را بر اساس همین کابوسی که دیده بود می‌نویسد. سپس با یک تهیه‌کننده جوان به نام «گیل ان هرد» قراردادی می‌بندد و فیلمنامه «ترمیناتور» را به قیمت یک دلار و با این شرط به او می‌فروشد که کارگردانی فیلم بر عهده خودش باشد.

دو سال طول کشید تا «جیمز کامرون» یک شرکت تولیدکننده فیلم را پیدا کند که اجازه کارگردانی را به او بدهند و در این مدت با طراحی پوستر فیلم‌های «درجه ب» (فیلم‌های با بودجه پایین) کسب درآمد می‌کرد. همه شرکت‌ها تمایل داشتند که فیلمنامه «ترمیناتور» را بخرند و یک کارگردان واقعی و حرفه‌ای را برای ساخت آن استخدام کنند که «جیمز کامرون» زیر بار آن نرفت.

در نهایت یک شرکت فیلمسازی انگلیسی-آمریکایی به نام «Hemdale» تأمین مالی این فیلم را پذیرفت و «جیمز کامرون» را به عنوان کارگردان آن انتخاب کرد. تولید فیلم ۶ میلیون دلار هزینه برد و اگر دخالت «آرنولد شوارتزنگر» نبود، به دایره فیلم‌های هنری سپرده میشد.

فیلم «ترمیناتور» در سینما خوش درخشید و «جیمز کامرون» را تبدیل به یک کارگردان معروف کرد و مسیر ساخت فیلم‌های بعدی را برای او هموار نمود. هرچند که فیلم‌های بعدی او از جمله «Aliens» فیلمبرداری وحشتناکی در انگلستان داشت و فیلم «The Abyss» نیز مشکلات بزرگی در طول ساخت تجربه کرد.

به هر حال الهام‌بخش‌ترین درسی که می‌توان از داستان «جیمز کامرون» گرفت این است که او در ابتدای راه خود بسیار ضعیف و ناوارد بود و از اولین کار خود اخراج شد. این مسائل شاید انتهای راه یک کارگردان باشد، اما نه تنها باعث نشد که «جیمز کامرون» از تلاش خود دست بردارد، بلکه به این منجر شد که او به یکی از کارگردانان برجسته و خلاق جهان تبدیل شود.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات

حق انتشار برای پایگاه خبری‌تحلیلی "فیلمز" محفوظ می‌باشد. انتشار بدون ذکر منبع دارای پیگرد قانونی خواهد بود.