با ما همراه باشید

سایر مطالب و حواشی

تصور هنر در خلاء ممکن نیست

فیلمسازی به عنوان یکی از شاخه های مردم پسند از هنر، همواره متاثر از شرایط اجتماعی و آثار متاخر آنی است که در این حوزه دست به اجرا و اقدام زده اند؛ تاثری که هرگز نمی توان اقدام به حذف آن نمود.

منتشر شده

در

به گزارش پایگاه فیلمز، پس از پشت سر گذاشتن دوره ای که عالمان و دانشمندان برای خود حد و سقفی قائل بودند که پس از نائل آمدن به آن، خود را بی نیاز از یادگیری و دانای کل می پنداشتند؛ و همچنین تصور دانستن همه علوم در یک شخص امری طبیعی و معمول پنداشته می شد، بشر به سمت گذر از این مرحله و پیش به سوی دوره علمی رفت. دوره علمی مصادف با رد و انکار دو اصل پیشین بود؛ یعنی نادانی انسان به رغم آموختن وی تا آخرین روز زندگی اش و دیگری تخصصی شدن علوم و صاحب نظر بودن هر فرد در صرفا یک زمینه تخصصی که تازه آن هم به شرط تعمق طولانی مدت و هرچه ریزتر شدن در آن علم با ارزش محسوب می شد.
البته در طول تاریخ بشر و در نمونه های ایرانی و غیر ایرانی این مساله تکمیل دانایی و دانای کل بودن به وفور یافت می شود. چنانچه بوعلی سینا برای خویش چنین فرضی قائل است و خود را از سنی به بعد بی نیاز از یادگیری و استادی ادیب می پندارد؛ و آگوست کنت پدر علم جامعه شناسی نیز در دوره ای قائل به اصل «بهداشت مغزی» شده بود و از آنجا که علم خود را خالص و ناب می پنداشت به جای خواندن آثار گوناگون بارها و بارها تنها چند اثر معدودی را که داشت می خواند؛ آن هم با این تصور که نمی خواست مغزش آلوده ی نوشته هایی شود که از منظر وی عاری از ارزش بودند.

تصور هنر در خلاء ممکن نیست

این مثال ها و مساله که بیان شد البته به دوره پیش از علم و تفوق آن مرتبط هستند چرا که در عصر جدید صحبت از چنین مسائلی نه تنها ناپذیرفتنی که مضحک به نظر می رسند. امروز و به دلیل تخصصی شدن علوم، بیان ادعاهایی مبنی بر بی نیاز بودن از آموختن و یادگیری از دیگران، به ویژه در حوزه تخصصی هر حرفه، بیانی به دور از منطق و غیراصولی است چرا که ناشی از کم رنگی تخصص و ناآگاهی گوینده به نظر می رسد.
با همه این تفاسیر امروز و به رغم همه پیشرفت های سخت افزاری و نرم افزاری که در علوم متعدد حاصل شده است هستند کسانی که همچنان بر برتری دانش خویش نسبت به سایرین و درستی راه شخصی شان بدون کمک گرفتن از دیگران پافشاری می کنند.
در تازه ترین اظهارنظرها از این دست در روزهای اخیر یکی از کارگردانانی که قسمت دوم از فیلم های کمدی اش این روزها در صدر گیشه قرار گرفته و به فروشی میلیاردی و شاید دور از انتظار دست یافته است، بیان داشته که «کارم فیلم سازی است و نه فیلم دیدن». و البته در توضیح این مطلب افزوده است که آثار خارجی را نگاه نمی کند و حتی فیلم هایی ایرانی را هم در حد چهار پنج فیلم در سال نگاه می کند. و این درحالی است که بسیاری از صحنه های همین فیلم اخیر یادآور صحنه هایی از نمونه های خارجی و فیلم های دیگر است.
این کارگردان و اظهار نظر وی البته صرفا نمونه ای است در بسیار نمونه هایی که این روزها و در جامعه بسیار شاهد آن هستیم. کارگردانان و هنرمندانی که بجای ذکر صاحب اثر و اقرار به اقتباس و الهام، آثار خویش را در هاله ای ورای زمان و مکان و کاملا مختص به خود معرفی می کنند. به سان هنری که در خلا شکل گرفته است.
مساله اینجا است که این چنین ادعاهایی آن هم در حوزه هنری علاوه بر همه گیر شدن شکلی از بی اخلاقی در جامعه، نوعی توهین به شعور مخاطب به نظر می رسد. ضمن این که چنین اظهارنظرهایی در حوزه سینما پذیرفتنی نیست؛ چرا که سینما اساسا حوزه ای است که اگرچه مستقل اما وامدار گستره ای از همه انواع هنرهای دیداری و شنیداری است. فلسفه، موسیقی، شعر، نقاشی و… و حتی علم اگر نه به یک اندازه که همگی در جایگاه خود بر این هنر اثرگذارند. بهترین کارگردانان دنیا و برترین آثار سینمایی جهان هیچ یک نه در خلاء ساخته شده اند و نه می توان آنان را بدون اثر و وامگیری از آثار پیش از خود و یا همدوره خود دانست. حتی شاید بتوان نزدیکی و مشابهات فیلم های سینمایی جهان در دوره های یکسان زمانی به رغم تفاوت های جغرافیایی را متاثر از همین اثرگذاری المان های فرهنگی، هنری، انسانی، تاریخی بر تولیدات سینمایی دانست.
در نتیجه تصور عدم اثرپذیری یک صاحب اثر از آثار پیشینیان و پیشکسوتان در آن حوزه اظهارنظری منطقی به نظر نمی رسد به ویژه زمانی که این اثرپذیری به صورتی مشهود در آثار ارائه شده وجود داشته باشد.

محترم اما غیرعقلانی

«اکبر نبوی» تهیه کننده، کارگردان و منتقد فیلم در این رابطه و در گفت و گویی بیان داشت: این گونه اظهار نظرها شخصی است و ما نمی توانیم دیدگاه های شخصی افراد را به محک قضاوت بگذاریم. مثلا «وودی آلن» (کارگردان آمریکایی) می گوید:«من دیگر فیلم های خودم را نمی بینم چون منزجر می شوم»؛ این نمونه یک نگاه شخصی است. یا مثلا اخیرا خواندم که «ابراهیم حاتمی کیا» گفته بود: «من کارهای خودم را نمی بینم».
وی افزود: من نمی دانم این گونه اظهار نظرها تا چه حد درست و تا چه اندازه نادرست هستند ولی به هرحال اموری شخصی هستند. اما در مورد این اظهار نظر که اخیرا و از جانب یکی از کارگردانان کشور مطرح شده است باید گفت که در عالم واقع و منطقا شخصی که در سینما فعالیت می کند و به ویژه در حیطه کارگردانی مشغول به کار است به طور اصولی باید با جهان آثار دیگران آشنا باشد و آنها را ببینید. دلیل آن هم این است که سینما اگر آمده است و تا به این نقطه ای که امروز هست، رسیده، به پشتوانه آثار و کارهای پیشینیان خودش بوده است؛ یعنی کارگردانان و سینماگران با اتکا به مسیر رفته ی دیگران رشد کرده اند و امروز به این جا رسیده اند؛ آنان از دیگران و کارهایشان آموخته اند و یاد گرفته اند، دیگرانی مشق کرده اند و اینها از مشق آنها مشق کرده اند و براساس مشق هایی که به صورت مستمر و در طول سالیان صورت گرفته است به یک تشخص فردی در حوزه فیلمسازی رسیده اند.
«البته به نظرم حتی این گونه افراد هم بی نیاز از فیلم دیدن و دیدن کارهای دیگران نیستند. در نتیجه این اظهارنظری که شده، درست است که منطق ندارد و عقلانیت هم در آن نیست اما مساله ای شخصی است. در نهایت من به این نظر شخصی احترام می گذارم اما آن را عقلانی و منطقی نمی دانم». منبع: ایرنا

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات

حق انتشار برای پایگاه خبری‌تحلیلی "فیلمز" محفوظ می‌باشد. انتشار بدون ذکر منبع دارای پیگرد قانونی خواهد بود.