با ما همراه باشید

نقد فیلم ایرانی

تمام قامت به احترام سینمای استراتژیک/ «یتیم خانه ایران» جلوه ای روشن از مقاومت

«یتیم خانه ایران» نمونه ای بارز از حضور پُررنگ جریان مقاومت در عرصه ی فرهنگ و هنر است؛ جریانی که همچنان نسبت به هویت ملی و ایرانی خود حساس بوده و آرمان های اسلامی و انقلابی خویش را پیگیری می نماید.

منتشر شده

در

به گزارش پایگاه فیلمز، با اکران یتیم خانه ایران در بخش مسابقه سینمای ایران و سینمای بین الملل همراه بود؛ اثری که به شایستگی توانست عطر زیبای مقاومت را به فضای پردیس سینمایی ملت کشانده و مخاطب تشنه ی سینمای استراتژیک را تا حد نسبتا مناسبی اقناع و راضی سازد.

 

یتیم خانه ایران نمودی از سینمای استراتژیک است؛ اثری که در حد بضاعت خویش، به مرور سال های ۱۲۹۶ – ۱۲۹۸ هجری شمسی (۱۹۱۷ – ۱۹۱۹ میلادی) ایران پرداخته و فجایع عظیم آن دوران را با زوایه ی دید خویش مورد بررسی قرار داده است؛ فجایعی عظیم که در پس جنگ جهانی اول (World War I)، ایران را با تحدید تمدنی مواجه ساخت و به نوعی پروژه ی نسل کشی انسان ایرانی را با مدیریت مستقیم استعمار پیر انگلیس، در ماندگارترین مرکز تمدنی جهان عینیت بخشید.

 

یتیم خانه ایران با وجود تمام نقایصش، اعم از شروع و پایان نامناسب تلویزیونی و لُکنت های قصه گویی و خلاء های بازیگری و …، می تواند سرمشقی ابتدایی برای اهالی دغدغه مند سینما باشد؛ سرمشقی هر چند ناقص، اما شجاعانه و توانمند به جهت ظهور و بروز دغدغه های ملی و دینی سینماگر مسلمان ایرانی بر پرده ی نقره ای سینما، سرمشقی که می تواند هویت اصیلی به صنعت سینمای ایران بخشیده و به تقابل جدی با پیروان مسئول و غیر مسئول حاکمیتی و غیرحاکمیتی جمهوری اسلامی در مطلق انگاری سبک سینمای فرانسه رفته و حقنه ی مادی و معنوی رئالیسم (Realism) قرن ۱۸ میلادی اروپا را بر عرصه سینما و حتی سایر هنرهای نمایشی، موسیقی و … با تهدیدی جدی مواجه سازد.

 

یتیم خانه ایران با اتخاذ رویکرد سینمای استراتژیک در ژانر تاریخی و طرح دراماتیک یک دوره ی تاریخی (Historical Period Drama)، اقدام به ترسیم در حد بضاعت خویش از نحوه ی استعمار و مُدل سلطه ی انگلیس بر منابع ملی کشورها نموده و در این مسیر به بازتعریف ضعف ها و قوت های جامعه ی ایرانی همت می گمارد. این اثر استراتژیک در تلاش خویش، ضمن ارایه ی آسیب شناسی عدم وجود رهبریت در جامعه، مُدل شبه روشنفکری اسلام منهای روحانیت را به چالش کشیده و در انتها نیز منورالفکران غرب زده ی جامعه ی ایران را به عنوان عوامل اصلی بدبختی و اضمحلال تمدنی این مرز و بوم معرفی و با ادبیات دل نشین سینمایی، به ترسیم مسیر پایداری و مقاومت، به عنوان تنها ظرفیت قابل استفاده ی جامعه برای خلاصی از فلاکت ها و بدبختی های تحمیلی داخلی و خارجی می پردازد.

 

یتیم خانه ایران در اوج دوران شیفتگی، مبهوتی و بعضا وادادگی برخی مدیران و اهالی صنعت سینمای ایران نسبت به سینمای غرب و بالاخص از نوع مضمحل و فشل آن، یعنی سینمای فرانسه تولید شده و این خود جای تقدیری ویژه دارد؛ اوج دورانی که تدبیر وارونه حاکمیت یافته و متولیان رسمی فرهنگ و هنر کشور، با اعلان صریح این مطلب که ساخت فیلم استراتژیک در توان ما نیست، به وادی انبوه سازی سینمای اجتماعی (Social Cinema) افتاده و نه تنها نسبت به جدایی سینماگر ایرانی از سیمین وجودی خویش و حبس باورهای اعتقادی و فرورفتن در خلسه ی پیرامونی خود واکنش نشان نمی دهند؛ بلکه به بازگشت مفتضحانه برخی از ایشان به تخیلات گذشته و توبه از مسیر طی شده ی تا به امروزشان افتخار نموده و به امید قدم برداشتن بر فرش قرمز، حتی حاضرند ۵۰ کیلو آلبالو را در وجود جامعه ی اسلامی ایران حقنه نموده و آرمان های انقلابی را مزاج نهنگ عنبر سازند و سرانجام به فرومایگی فروشندگی افتاده و با بلعیدن حَبِ بی غیرتی اوج حضیض را برای خود لذت بخش انگارند و فریاد بر آورند که بربندید محمل ها …که ایران نیز در هاضمه ی فرهنگ و اقتصاد جهانی هضم شده و تازه ما نیز نمایندگان حکومتی جمهوری اسلامی برای کسب شوالیه ی شمشیر به دست جهانیم.

 

بر این اساس صرف نظر از تمامی توجهاتی که می بایست بر فرم و محتوی یک اثر سینمایی مبذول داشت؛ یتیم خانه ایران جلوه ای روشن از مقاومت است؛ مقاومت در برابر جریان کوته نظر و یا شاید معاندی که تصورات سینمایی خود را بعضا در آپارتمان های درب بسته ی شمال تهران و نهایتا به سرک کشی به زندگی خصوصی این و آن محدود نموده و کم بینی و نابینی سبب توقفش در روابط نامشروع و ملاحظه ی خیانت ها و تجاوزات و … در محیط پیرامونی اش شده است و به اسم تجربه ی هنر از برای هنر و البته با حمایت های مادی و معنی جریانات مدیریت درون حاکمیت، دغدغه ساخت علایق شخصی خویش را مطرح ساخته و یا به لودگی و طنزهای سخیف و ویرانگر فرهنگی به تسخیر گیشه های میلیاردی روی می آورد.

 

به عبارتی دیگر؛ یتیم خانه ایران نمونه ای بارز از حضور پُررنگ جریان مقاومت در عرصه ی فرهنگ و هنر است؛ جریانی که همچنان نسبت به هویت ملی و ایرانی خود حساس بوده و آرمان های اسلامی و انقلابی خویش را پیگیری می نماید؛ جریانی که به خوبی ماهیت سه وجهی صنعت؛ هنر و رسانه بودن سینما را فهم کرده و با تمام کمبودها و بی مهری های اینجا و آنجایی، همچنان بر اصول خود مقاومت نموده و مسیر سینمای استراتژیک را پیگیری می کند تا اساساً بتواند با خلق آثار هنری استراتژیک در ژانرها و گونه های مختلف، بر فهم استراتژیک جامعه ی خود بیافزاید و آگاه سازی عمومی در جامعه را محقق سازد؛ انشاالله. منبع: سینماپرس.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

حق انتشار برای پایگاه خبری‌تحلیلی "فیلمز" محفوظ می‌باشد. انتشار بدون ذکر منبع دارای پیگرد قانونی خواهد بود.