با ما همراه باشید

سینمای ایران

نقد و بررسی فیلم چهارراه استانبول

احد و بهمن ، افرادی هستند که محل کسب و کار آنها در ساختمان پلاسکو واقع شده اما به جهت ورود اجناس چینی، این دو در آستانه ورشکستگی قرار دارند. در همین حال، با ریزش ناگهانی ساختمان پلاسکو فکری به ذهن این دو می رسد و…

منتشر شده

در

به گزارش پایگاه فیلمز، به نقل از مووی مگ، برای نوشتن درباره « چهارراه استانبول » می بایست به دو فیلم گذشته مصطفی کیایی یعنی « خط ویژه » و « بارکد » نگاهی انداخت. آثاری که درونمایه های اجتماعی داشتند اما برای روایت داستان از کمدی بهره می گرفتند و به حدی در آن غرق می شدند که شاکله اصلی این فیلمها در ژانر کمدی تعریف می شد. « چهارراه استانبول » نیز در ادامه روند دو فیلم قبلی مصطفی کیایی ساخته شده و بیشتر از فرمول فیلم پرفروش و موفق « بارکد » الهام گرفته تا بتواند موفقیت هایش را در سینما تکرار کند؛ اما فیلم جدید او یک بازگشت به عقب برای کارگردان محسوب می شود.
« چهار راه استانبول » که پیش از این با نام « پلاسکو » شناخته می شد و قرار بود ارتباط به حادثه مذکور داشته باشد، این موضوع را در حاشیه نگه داشته و به جز اشاره نامی به آن، هیچ ارتباط دیگری با این حادثه ندارد. به نظر می رسد که استفاده از نام پلاسکو تنها یک حربه تبلیغاتی برای جذب مخاطب بوده باشد چراکه می شد در طول داستان هر نام دیگری را بر روی این ساختمان گذاشت و به راحتی از کنار آن رد شد، اما تاکید بر نام پلاسکو به نظر نمی رسد که جز تبلیغات، هدفی دیگری را برای سازندگان فیلم تداعی کند.
اما اگر حادثه پلاسکو را از داستان کنار گذاشته و به سراغ قصه یا قصه های اصلی فیلم برویم، باز هم به مشکلات ریز و درشتی برخورد می کنیم که نتیجه چندگانگی دیدگاه کارگردان و به طور خلاصه، آشفته بودن دیدگاه های اجتماعی و سیاسی اوست. کیایی از زوج رادان و محسن کیایی در فیلم استفاده کرده و مانند « بارکد » ، شوخی های متعددی را در بطن داستان به کار گرفته بدون آنکه دلیل ، منطق صحیحی برای آن ترسیم کند. شوخی هایی که ارتباطی با معضلات بلند بالای فیلم برقرار نمی کند و صرفاً به کنایه های جنسی گذشته تا مخاطبش لبخند بزند و راضی از شنیدن این شوخی ها باشد.
فیلم همچنین ملغمه ای از انواع معضلات اجتماعی است که در خرده پیرنگ های فیلمنامه قرار داده شده اند و تعدادشان به حدی زیاد است که بسیاری از آنها در اواسط داستان به حال خود رها می شوند تا کیایی در جدیدترین اثرش به طرح سوال بی پاسخ مبادرت ورزیده باشد. طرح موضوعاتی مانند دختر فراری و قمار و گرفتن دیه از راه خلاف، ازدواج اجباری و… از جمله موضوعات مورد بحث در « چهار راه استانبول » هستند که ساخته و پرداخته نمی شوند و در سطح باقی مانده اند. به این موارد باید کنایه های سیاسی کارگردان فیلم را هم اضافه کنیم که به نظر می رسد کماکان دغدغه نقد طبقه مرفه جامعه را دارد اما هنوز نمی داند که چطور باید به دل آنها بزند و در قالب فیلمنامه، وضعیت آنان را به چالش بکشد.
« چهارراه استانبول » در بخش بازیگری نیز اثر قابل ستایشی نیست و بازی قابل توجهی از بازیگران پر تعداد فیلم شاهد نیستیم. مهدی پاکدل و فریادها و شیون های او که یکی از بدترین سکانس های فیلم است و تنها به جهت برانگیختن احساسات مخاطب در فیلم گنجانده شده، فیلم را به عقب می راند و زوج بهرام رادان و محسن کیایی نیز اینبار برخلاف « بارکد » ، فاقد هویت است. شاید در این میان تنها بتوان بازی مسعود کرامتی را شایسته توجه نامید.
« چهارراه استانبول » بی ارتباط به پلاسکو، روایتگر چندین معضل اجتماعی در کنار هم بصورت خطی است که باید گفت اغلب آنها هم در سطح شعار باقی مانده اند. اثر جدید مصطفی کیایی نه به درستی توانایی خنده گرفتن از مخاطبش را دارد و نه در بخش معضلات اجتماعی می تواند حرف زیادی برای گفتن داشته باشد. کنایه های سیاسی و اجتماعی کارگردان را هم که کنار بگذاریم، از « چهارراه استانبول » اثری باقی می ماند که می خواهد حرف بزند اما نمی داند چطور آن را بیان کند!

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات

حق انتشار برای پایگاه خبری‌تحلیلی "فیلمز" محفوظ می‌باشد. انتشار بدون ذکر منبع دارای پیگرد قانونی خواهد بود.