با ما همراه باشید

هالی‌وود

درباره‌ی فصل تازه‌ی یک سریال شگفت‌انگیز: Bojack Horseman

سازندگان انیمیشن(بوجک هورسمن) فصل جدید این سریال کمدی انیمیشنی را ساختند.

منتشر شده

در

به گزارش پایگاه فیلمز، این همان مسیری است که سازندگان انیمیشن (بوجک هورسمن) از پنج سال پیش خواسته یا ناخواسته،آگاهانه یا ناآگاهانه سنگ بنای آن را پی ریزی کردند و با نمایش این فصل به خود و مخاطبان این نمایش درسراسر دنیا با صدای بلند اعلام کردند گویا قرار نیست شخصیت لجباز. خودویرانگر و بی ثبات این سریال روی خوش هستی راتجربه کند!!

احتمال می دهم سازندگان این سریال در روزهای نخست نگارش فیلمنامه باخود گفته اند همین که یک سریال کمدی پرجنب و جوش و مملو ازشوخی های کلامی موقعیتی خلق کنیم و درکنارش چند باری هم به مخاطب تلنگر بزنیم و فکرش را مشغول کنیم تا اثر پیش رو را جدی بگیرد کافی و مناسب است (همچون اپیزودهای آغازین فصل اول) اما از جایی به بعد گویا خودشان هم به این نتیجه رسیده اند که وجه تاریک و تلخ ماجرا میتواند نسبت به وجه شاد اثر سنگینی کند!

به همین دلیل بوجک هورسمن اپیزود به اپیزود و فصل به فصل بی رحم‌تر و ویرانگرتر شد تا فصل پنجم که ضد قهرمانش را تا مرز انجام عمل(قتل) هم پیش برد!
شخصیت بوجک هورسمن همانطور که در یکی از اپیزودها نیز به آن اشاره می شود همچون بادکنکی است که بیش از ظرفیتش باد شده و هرلحظه آماده انفجار است. فردی که مدام سعی در آن دارد تا گناهان و بی مسئولیت های خود راگردن دیگران انداخته و گویا تنها با این کار آرامش می یابد (همچون همان پلیس توهمی و جنایتکاری که خودش هم نقشش را ایفا می کرد) پس او باکی از آن ندارد که تا جای ممکن از قرص های توهم زا اعتیاد آور استفاده کند.
بوجک از نظر سلامت روح و روان مدتهاست دروضعیت اضطراری به سر می برد همانطور که در اپیزود یازدهم وحشیانه و سنگدلانه برای خفه کردن همکار و معشوقه خود تلاش میکند و میبینیم اگر تلاش عوامل صحنه نبود بوجک (که قبل تر به شکل غیر مستقیم مسئول مرگ سارالین بود) اینبار مستقیم و آشکارا جان یک نفر را می گرفت.

سازندگان اثر برای نشان دادن پوچی و بی معنایی زندگی انسان تنها به زوال و سقوط بوجک اکتفا نکرده و دراین فصل هم همچون گذشته(دایان.پرنسس کارولین.تادو آقای کره بادام زمینی) هم به هر دری میزنند شکست می خورند. در بوجک هورسمن هرفرد و با هر جایگاهی که دارد گویا درحال دست و پا زدن در باتلاق زندگیست. شغل، وضعیت مالی، شهرت، قدرت و… همگی نمی توانند برای نجات هیچ کدام از شخصیت های سریال کارگشا واقع شوند.
هرچند سریال در نمایش هرکدام از آن‌ها برای فرار از بحران و رسیدن به نقطه آرامش کم کاری نمی کند و هریک از شخصیت‌های مکمل داستان‌های فرعی خود را دارند اما انگار قرار نیست به کامیابی برسند. تمام این شواهد باعث شد تا وقتی در پایان این فصل بوجک هورسمن را آماده ترک اعتیاد دیدم ناخودآگاه یاد ضرب المثل(توبه گرگ مرگ است) بیفتم و اگرچه از دیدن تلاشش برای بازگشت به زندگی خشنود شدم اما حسی در قلبم گفت : نه… او بازهم گند خواهد زد!

جالبترین بخش کار در این نکته نهفته است که سریال از همان ابتدا خفقان و تأثیر مهیبی که روی مخاطب می گذارد را علنا و با جزییات بصری اعلام نمی کند. به عنوان مثال دراین اثر تلاش نشده با استفاده از دفرمه کردن چهره شخصیت ها. استفاده از فیلترهای رنگی تیره. موسیقی دلهره آور یا هرعنصر دیداری و شنیداری اینچنینی دیگر دل مخاطب را به لرزه درآورد بلعکس تنوع بافت رنگی. چهره های خندان و انواع موسیقی های شاد پیش چشمانتان ردیف می شوند و با همین ظاهر خوش رنگ و لعاب کارش راپیش می برد!
بوجک هورسمن حالا دیگر باواژه(افسردگی) یکی شده است و نمی توان این دو را ازهم تفکیک کرد. منبع: کافه سینما

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات

حق انتشار برای پایگاه خبری‌تحلیلی "فیلمز" محفوظ می‌باشد. انتشار بدون ذکر منبع دارای پیگرد قانونی خواهد بود.